حسين بن حسن خوارزمي

539

شرح فصوص الحكم

إذ كنت بصرهم الذي يقتضي المراقبة . فشهود الإنسان نفسه شهود الحق إياه . و جعله بالاسم الرقيب لأنه جعل الشهود له . زيرا كه تو عين بصر ايشانى كه مقتضى مراقبت است . پس شهود انسان ، نفس خود را عين شهود حق است او را ، و عيسى - عليه السّلام - شهود حق را به اسم رقيبى ذكر كرد ، زيرا كه از عين اعيان ايشان مشاهد است و مراقبت مىنمايد و ايشان را شعور بر آن نيست . فأراد أن يفصل بينه و بين ربه حتى يعلم أنه هو . پس خواست كه فصل كند ميان خويش و رب خود ، تا دانسته شود كه عيسى بنده است . لكونه عبدا ) * . براى آن كه در واقع بنده است . و أن الحق هو الحق لكونه ربّا له ، فجاء لنفسه بأنه شهيد و في الحق بأنه رقيب . و تا ظاهر گردد كه حق ، حق است از آن كه ربّ است . پس عيسى خواست كه تصريح به فصل كند ميان خويش و رب خود . پس خود را شهيد خواند و حق را رقيب . و شهيد گاهى به معنى شاهد اطلاق كرده مىشود ، پس به معنى رقيب مىباشد ، و گاهى اطلاق كرده مىشود به معنى شاهدى كه بر كسى گواهى دهد و پيش او حاضر باشد . و چون انبياء شهداءاند بر امم خويش در قيامت به معنى اخير ، پس نفس خود را شهيد گفت ، و حق را رقيب خواند ، از آن كه او تا در ميان ايشان است بر ايشان شهيد است و حق رقيب است بر ايشان ازلا [ 221 - پ ] و ابدا ، خواه در دنيا باشد و خواه در آخرت . و قدمهم في حق نفسه فقال « عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ » إيثارا لهم في التقدم و أدبا ، و أخّرهم في جانب الحق عن الحق في قوله « الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ » لما يستحقه الرب من التقديم بالرتبة . يعنى : عيسى - عليه السّلام - تقديم كرد ضمير قوم را بر اسم شهيد كه عبارت از نفس « 117 » او [ است ] ، و گفت : « عَلَيْهِمْ شَهِيداً » « 118 » . و تأخير كرد ضمير ايشان را از

--> « 117 » پا : كه عبارت است از حق . « 118 » س 5 ى 117 .